سرویس سیاسی اصولگرانیوزآنچه رئیس‌جمهور در افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات بیان داشت و به فاصله چند روز بعد رئیس قوه مقننه از برخی فشارها سخن گفت، نشان از همان بیت معروف حضرت حافظ داشت و ماجرای تضاد و تقابل جلوه برخی‌ها در منبر و آن کار دیگر در خلوت داشت. اینکه از سویی بر آزادی نقد و انتقاد و فضای باز سیاسی سخن گفتن و در پس و پنهان، برای به تعطیلی کشاندن و برخوردهای «سرهنگ»‌گونه با منتقدان فشار آوردن، رفتاری است که از ابتدای دولت در دستور کار بوده و اتفاق جدید و قریبی نیست.

اساسا نگاه دولت یازدهم به مقوله «نقد» را می‌توان در این جمله خلاصه کرد که «منتقد خوب، منتقد مرده است». آنهایی را هم که دولت منتقد منصف می‌داند، در واقع همان مجیزگوها و بادمجان دور قاب‌چین‌هایی هستند که از سر مصلحتِ امروز و منافع مادی و معنوی حاصل از همراهی چشم بسته با دولت، به جای آنکه نقش مطبوعات آزاد را بازی کنند، تابعی از دولت هستند و سعی می‌کنند، رفتار و گفتار دولت را شاغول عملکرد خود قرار دهند. یعنی اگر در جایی کجی یا انحرافی در عملکرد مسئولان حاصل شد، این مسئولان نیستند که باید خطای خود را اصلاح کنند، بلکه همین «متبوعات» هستند که با انواع و اقسام توجیهات، «ماله» را جوری روی خطاهای بزرگ و کوچک می‌کشند که خط و مسیر حرکتی خودشان هم به همان میزان و درجه (بلکه هم بیشتر از دولت) کج و منحرف می‌شود. این رسانه‌های نارسانا، که امروز نان تنوری خود را در همراهی با دولت می‌دانند، اتفاقا از صدقه سرِ همین مسیر آزادانه! به نان و نوا هم می‌رسند و نه تنها از «صله»های دولتی برخوردار می‌شوند که حتی این مجال را می‌یابند تا خود را به عنوان یار دولت در مجلس و دیگر نهادها هم معرفی کنند.

رفتارهای این روزهای دولت یازدهم در قبال مطبوعات منتقد به دوران دولت سازندگی شباهت بسیاری دارد.رئیس آن روزهای دولت سازندگی، علی‌رغم اینکه این روزها سخن از این دارد که «دیگر زمان انحصاری کردن اطلاع‌رسانی گذشته» و معتقد است رسانه‌های جدید «بر آن عقیده باطل خط بطلان کشیدند که می‌توان با سانسور و تحریف، حقایق را از مردم پنهان داشت» اما در روزگاری که خود بر مسند دولت نشسته بود، تک و توک روزنامه و رسانه‌های منتقد آنچنان عرصه را برایش تنگ کرده بودند که حتی اندک صدای مخالف و منتقد هم گوشش را آزار می‌داد. این را می‌شود در بیانات رهبر انقلاب در دیدار مدیران و مسئولان مطبوعات کشور در اردیبهشت ۷۵ یافت: «جالب این است که مطبوعات مورد بحث، نه تنها از دولت دستور نمیگیرند، که خیلی اوقات، دولت از آنها گله‌مند است! آقای رئیس‌جمهور، مکرّر از همین مطبوعات، پیش بنده گله و شکایت میکند که چنین کردند و این طور نوشتند.»

در آن دوران اساسا چند روزنامه منتشر می‌شده و از آن جمع اندک چندتای آنها منتقد دولت بوده‌اند که باعث «گلایه» و «شکایت» رئیس‌جمهور وقت می‌شده‌اند؟ حالا باید همین سوال را از رئیس دولت یازدهم پرسید. در انبوهی از رسانه‌هایی که یا خنثی هستند یا چشم بر دهان دولت دارند، چند روزنامه هستند که به نقد عملکرد دولت اعتدال پرداخته‌اند؟ پنبه این تعداد اندک منتقد را هم باید در جلسات خصوصی زد و خواستار برخورد و توقیف شد؟ چه اتفاقی می‌افتد که رئیس‌جمهور در روز افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات هم از خجالت منتقدان خود در می‌آید و با الفاظی تند آنها را نوازش می‌کند، هم از ایجاد فضای امن برای رسانه‌ها و نقد «قلم شکسته و دهان بسته» سخن می‌راند؟

حالا اگر سخنان رئیس قوه قضاییه را هم به اینها اضافه کنیم، می‌توان نتیجه گرفت که اتفاقا برخلاف شعار و گفتار، دولت به شدت خود را لایق مقام «عصمت» می‌داند و به هیچ عنوان قبول ندارد که «نیازمند هدایت و انتقاد» است.
«برادر بزرگوار! شما خودتان شفاهاً یا کتباً با واسطه یا بی‌واسطه بارها گفته اید که چرا با فلان روزنامه یا فلان سایت برخورد نمی‌کنید یا نزد مقام معظم رهبری گلایه می‌کنید که چرا دستگاه قضایی با فلان روزنامه برخورد نکرده است. اما وقتی در بین اهالی مطبوعات و رسانه حضور می‌یابید ندای آزادی مطبوعات سر می‌دهید و اینکه قلم‌ها را نشکنید و دهان‌ها را نبندید!»
این جمله آیت‌الله آملی‌لاریجانی را اگر در کفه ترازو بگذاریم و در طرف دیگر جملات روز شنبه رئیس‌جمهور را بگذاریم، کاملا مشخص می‌شود که دولت «معصوم» یازدهم چقدر به نقد اعتقاد دارد.
«از قلم شکسته و دهان بسته کاری ساخته است؟ نشکنیم قلم‌ها را به بهانه‌های واهی، نبندیم دهان‌ها را با بهانه‌های غیراساسی، بگذاریم در این جامعه آزادی باشد و بگذاریم آزادی مسئولانه باشد، امنیت امروز برای ما اصل است اما فکر نکنید تنها با تفنگ امنیت ساخته و یا حفظ می‌شود که تفنگ هم به جای خود لازم است. اما قلم چه؟ اما بیان؟ و اما فرهنگ؟»
به احتمال قوی منظور رئیس‌جمهور از این سخنان، همان قلم‌ها و زبان‌هایی بود که در چاپلوسی و قربان صدقه رفتن برای دولت عرق می‌ریزند و از این تلاش طاقت‌فرسا هم خسته نمی‌شوند.
کافی است عکس‌های روز افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات را مرور کنید تا متوجه شوید، منتقدان منصف! از نگاه دولت چه کسانی هستند. کافی است ببینید به جز یکی دو رسانه منتقد دولت (برای خالی نبودن عریضه) به چه روزنامه و «متبوعات»ی سرکشی شد و حالشان را پرسیدند!

واقعیتِ مواجهه دولت همین است. هر که با دولت باشد، هم از گزند ادبیات تند و تیز و توهین‌آمیز در امان خواهد بود، هم از کمک‌های دولتی بی‌بهره نخواهد بود و هم از جیب بیت‌المال سهم بیشتری را می‌تواند به «همیان» خود بریزد. اما در طرف مقابل، تکلیف روشن است. همان که معاون حقوقی رئیس‌جمهور می‌گوید: «دولت چند شکایت را علیه تعدادی روزنامه و نشریه در دادگاه پیگیری می‌کند!»
آقای انصاری که در دسته‌بندی‌های سیاسی در جایگاه اصلاح‌طلبان قرار می‌گیرد، در حمله به مطبوعات منتقد دولت حتی از رئیس‌جمهور هم پیشی می‌گیرد و می‌گوید: «برخی رسانه‌ها، کپی‌برداری از نشریات منافقین در سال‌های اولیه انقلاب می‌کنند و با رسانه‌های معاندان و صهیونیست‌ها، تفاوتی نمی‌کنند. گویی رسالت دارند امید جامعه را هدف قرار دهند و بذر کینه، ناامیدی و بداخلاقی را بپاشانند. انواع دروغ‌ها، تهمت‌ها، بداخلاقی‌ها را مانند سم به جامعه پمپاژ می‌کنند و طبیعی است جلوی مسموم کردن فضا را باید بگیریم.»
نمی‌دانیم چرا نقد رفتاری یک دولت با رفتار منافقان و معاندان نظام در یک کفه قرار می‌گیرد، اما همین دوستان که امروز از «پمپاژ ناامیدی» ابراز نگرانی می‌کنند، رفتار «متبوعات» امروزی دولت را در دولت‌های گذشته و در بزنگاه‌هایی مانند فتنه ۸۸ و ۷۸ فراموش کرده‌اند؟ چرا دولت در مواجهه با مطبوعات در «برخی» مواقع می‌تازد و در برخی موارد می‌نازد؟ چرا توهین به ائمه، انقلاب، امام(ره)، شهدا و… چندان مهم نیست و بسته شدن آنها باعث تاسف و تاثر دولتمردان می‌شود، اما اگر برخی رسانه‌ها به دولت منتقد باشند، باید انواع سیلی‌های کلامی و رفتاری را از سوی دولت تحمل کنند؟ آیا این رفتار چیزی جز این است که دولت خود را دارای جایگاه عصمت می‌داند و هر که بر این اریکه قدرت، حتی ناخنی هم بکشد، مستوجب قطع ید خواهد شد؟ این همه اعتدال را کجای دلمان بگذاریم؟!

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ